رفته بودم بیمارستان امام حسین ملاقات خالم

برگشت از اونجا تا خونه ۱۰ ایستگاه پیاده اومدم خیلی  حال داد یه کار متفاوت بود کاری که همیشه انجام نمی دم ولی یه بارش باحاله

اگه کسی باهام بود نمی تونستم این کار رو کنم اصولا این مدل دیونگی ها رو وقتی تنهام میتونم انجام بدم چون کسی پایه دیونگی های من نیست  هرکی باهام بود و ۱ساعت و ۲۰ دقیقه پیاده روی می کرد کلی به جونم غر می زد

برای همین کسی رو قاطی دیوونگی هام نمی کنم !