آقا محمدرضا

می تونید از پسش بر بیاین اگه که واقعا علاقه داشته باشید و  پشتکار داشته باشید

صنایع شیمیایی رو باید بخونید که من خودم هیچ منبعی جز کتاب آموزش نکته به نکته دروس کنکور کاردانی به کارشناسی  انتشارات چهارخونه البته توی تجربیاتم دقیق معرفی کردم

بعدی شیمی آلی هست که کتاب شیمی الی نوشته موریس اند بوید و شیمی آلی نوشته مکموری هست

مکانیک سیالات کتاب مکانیک سیالات اسمیت

و انتقال حرارات کتاب انتقال حرارت هولمن

موازنه انرژی کتاب اصول بنیاد و مبانی محاسبات در مهندسی شیمی

انتقال جرم و عملیات واحد کتاب تست و توضیحی نوشته مولوی و حامدی(توی انقلاب به کتاب انتقال جرم مولوی میشناسنش)

شیمی فیزیک  اسم کتاب یادم نیست و دسترسی به منبعی ندارم اگه پیدا کردم بهتون میگم

زبان تخصصی برای کنکور علمی کاربردیه و منبعی ندارم  جز همون کتاب که گفتم ندارم 

کتاب تست هم توی قسمت های تجربیاتم گفتم

موفق و پیروز باشید

جواب زهره

سلام

زهره جان این وبلاگ می تونه کمک خوبی براتون باشه و می تونه بهتون کمک کنه من این دوره رو گذروندم که شما الان دارید میگذرونید و تجربیاتم در این زمینه توی این وبلاگ گفتم اگر وبلاگ رو دید و بازم سوالی داشتید من در خدمتم تا جایی که بتونم کمکتون می کنم

جواب سوال آقا احمدرضا

گفته بودید رنگ آلی و معدنی سفید معرفی کنم:

در حقیقت اصلا رنگ سفید تولید نمیشه و وجود نداره یکی از اجزای رنگ همون طور که می دونید رنگدانه یا پیگمنت هست رنگ ها سفید موجود در رنگ فروشی ها ویا رنگ سفید ماشین ها و ... پیگمنت سفید هست  که با یک ماده چسبنده که به آن اضافه شده روی سطوح مختلف از جمله پارچه ، دیوار ، ماشین و ... تثبیت میشود که نوع تثبیت رنگ متفاوت بوده که معقوله ای جداست و جای بحث بسیار دارد که درکتاب فرآیندهای شیمیایی سال سوم هنرستان صنایع شیمیایی در این باره توشیح داده شده است درواقع رنگ سفید در اثر جذب نور مرئی و بازتابش تمام طیفهای آن به وجود می آید.

در واقع رنگ سفید با تعریفی که از رنگ وجود داره و شامل سه جز هست که الان فقط رنگدانه و رنگ پایه رو یادمه یه جز دیگه هم هست که توی کتاب عملیات دستگاهی در صنایع شیمایی گفته شده است

در مورد رنگ مشکی هم چیزی پیدا نکردم

امید وارم این نطلب کمکتون کنه و سوالتون رو جواب داده باشه


نظر آقا محمد مهدی

این نظر بسیار زیبا بود و به دلم نشست

گفتم بیارم تو قالب یه پست واقعا ممنون آقا محمد مهدی دستت درد نکنه بسیاز زیبا نوشتی

اون متن اینه:

دیپلم دانش گرفتم و
لیسانس عشق و
فوق لیسانس بودن
ولی هیچ یک به اندازه دوران ابتدایی زندگی ام ارزش نداشت

نکات کلیدی برای کنکوری ها

کسانی که تا بحال خواب آشفته داشته اند ( تا 3 شب بیدار می‌مانند و از آن طرف تا 11 صبح می‌خوابند) سعی کنند کم کم خواب خود را تنظیم کنند تا شب کنکور خوب بخوابند و صبح زود بیدار شوند، چرا که مغزی که ده ماه تا 11 صبح خواب بوده مسلما نمی تواند تنها یک روز از هشت صبح به فعالیت سنگینی مثل کنکور دادن بپردازد. همچنین کسانی که عادت به صبحانه خوردن ندارند از فردا این کار را شروع کنند تا بدنشان عادت کند، چون اگر روز کنکور با شکم خالی سر جلسه حاضر شوند 40درصد کاهش عملکرد مغزی خواهندداشت.

»  بر اضطراب خود غلبه کنید ، سعی کنید با آرامش به جمع بندی ، دوره و زدن تست بپردازید.

»  به نتیجه فکر نکنید بلکه تنها به عملکرد فکر کنید و نتیجه را به خدا واگذار کنی د( مطمئن باشید هر چه به صلاحتان باشد همان می‌شود )

»  دراین مقطع زمانی بهتر است به یاد گرفتن مباحث جدید و دشوار نپردازید و بیشتر به دوره و تثبیت مباحثی که قبلا" خوانده اید و فهمیده اید مشغول شوید.

»  یک هفته ی آخر دوره ی لغت زبان ، معارف و ادبیات و فرمولهای دروس تخصصی خواهد بود.

»  هیچ درگیری ذهنی به جز درس نداشته باشید ( در بحثهای طولانی سیاسی شرکت کردن، دیدن فیلم سینمایی ، ... )

»  تفریح ،فقط به صورت ورزش سبک روزانه برای رفع خستگی ، مفید خواهد بود.

»  سعی کنید در خانه آزمون دادن به سبک کنکور راتمرین کنید ( دفترچه ی کنکور سال گذشته را تهیه کرده ، 8 صبح تا 12 پاسخ دهید، عین کنکور. بعد از ناهار و استراحت به بررسی پاسخنامه ی آزمون و رفع اشکال بپردازید. )

برگرفته از سایت کارشناسی به آدرس

http://www.karshenasi.com/1390/09/nokate-konkoori.html

نتایج نهایی کنکور کاردانی به کارشناسی اومد

اینم نتایج نهایی کنکور کاردانی به کارشناسی من 

1، 2، 3و.... به ترتیب روزانه تهران ، شبانه تهران،روزانه تبریز، شبانه تبریز، روزانه اهواز و شبانه اهواز بوده

کدرشته هاي انتخابي ، رتبه و آخرين رتبه قبولي در سهميه
ترتيب علاقه کدرشته انتخابي رتبه داوطلب آخرين رتبه قبولي نتيجه
1 1694 83 35  
2 1701 7 21 *
3 1699 60 72  
4 1706 44 90  
5 1698 58 70  
6 1705 43 61  
7

جواب "یکی از دوستان"

خوشحالم که از این وبلاگ خوشتون اومده

شعر دلم پره در واقع شعر نیست خط خطی های منه وقتی دل تنگ بودم همین !

فکر کنم بشناسمتون

یعنی تقریبا مطمئنم از  برو بچ فیـ.....اب هستید همون دوست ورزشکار واترپلو بود رشتتون درسته؟!


جواب سوال  آقا احمدرضا

سلام هم رشته ای!

خوب من متوجه سوالتون نشدم منظورتون چیه از:

یه رنگ سفید آلی؟

یه رنگ سفید معدنی؟

یه رنگ سیاه آلی؟

یه رنگ سیاه معدنی؟

خوب خیلی از ترکیبات آلی و معدنی حتی رسوبات اون ها هستن که به رنگ سفید یا سیاه هستن اگه منظورتون همینه بگید بطور دقیق براتون مثال بزنم اگه نه که توضیح بدید منظورتون چی بوده تا در صورت امکان کمکتون کنم

لطفا به اشتراک بگذارید

اداره کل انتقال خون تهران اعلام کرد به دلیل سرمای هوا و شرایط جوی، حضور مردم برای اهدای خون، کمتر شده و کمبود در ذخایر خونی، احساس می شود. مسئولان این اداره کل همچنین اظهار می کنند مردم در تعطیلات اعیاد ماه ذی الحجه، می توانند خون خود را برای درمان بیماران، اهدا کنند.
دکتر مریم صادقی، سرپرست روابط عمومی این اداره در گفتگو با خبرآنلاین تاکید کرد: "در حال حاضر اداره کل انتقال خون استان تهران، به 160 بیمارستان و مرکز درمانی، خونرسانی می کند و در صورتی که سطح مراجعات مردم، کاهش داشته باشد، به زودی دچار بحران می شویم."
وی از مردم خواست مانند گذشته در 22 پایگاه انتقال خون این استان حاضر شوند و برای بیماران، خون اهدا کنند. به گفته این مقام مسئول، در حال حاضر به تمام گروه های خونی، به خصوص A+ نیاز است و مردم می توانند نشانی نزدیکترین مرکز انتقال خون را از طریق شماره تلفن 88952096 دریافت نموده و برای اهدای خون مراجعه کنند. 
صادقی همچنین اعلام کرد هنوز ذخایر خونی بحرانی، به مصرف نرسیده، ولی در صورتی که مراجعات اهدا کنندگان افزایش نیابد، ذخایر بحرانی خون به خصوص "ذخایر پلاکت" که قابل نگهداری بیش از 5 روز نیستند،
به مصرف خواهد رسید..

ناشنيده‌هايي از زبان فارسي

آيا مي‌دانستيد برخي‌ها واژه‌هاي زير را که همگي فرانسوي هستند فارسي مي‌دانند؟آسانسور، آلياژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بليت، بيسکويت، پاکت، پالتو، پريز، پلاک، پماد، پوتين، پودر، پوره، پونز، پيک نيک، تابلو، تراس، تراخم، نمبر، تيراژ، تور، تيپ، خاويار، دکتر، دليجان، دوجين، دوش، دبپلم، ديکته، رژ، رژيم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زيگزاگ، ژن، ساردين، سالاد، سانسور، سراميک، سرنگ، سرويس، سري، سزارين، سوس، سلول، سمينار، سودا، سوسيس، سيلو، سن، سنا، سنديکا، سيفون، سيمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شيک، شيمي، صابون، فاميل، فر، فلاسک، فلش، فيله، فيبر، فيش، فيلسوف، فيوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کاميون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کليشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کميته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گريس، گيشه، گيومه، لاستيک، لامپ، ليسانس، ليست، ليموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتيک، ماشين، مانتو، مايو، مبل، متر، مدال، مرسي، موزائيک، موزه، مين، مينياتور، نفت، نمره، واريس، وازلين، وافور، واگن، ويترين، ويرگول، هاشور، هال، هالتر، هورا و بسياري از واژه‌هاي ديگر.
 
▪ آيا مي‌دانستيد که بسياري از واژه‌هاي عربي در زبان فارسي در واقع عربي نيستند و اعراب آن‌ها را به معنايي که خود مي‌دانند در نمي‌يابند؟ اين واژه‌ها را ساختگي (جعلي) مي‌نامند و بيشترشان ساختهٔ ترکان عثماني است. از آن زمره‌اند: ابتدايي (عرب مي‌گويد: بدائي)، انقلاب (عرب مي‌گويد: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، توليد (انتاج)، تمدن (مدنيه)، جامعه (مجتمع)، جمعيت (سکان)، خجالت (حيا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعي)، مسري (ساري)، مصرف (استهلاک)، مذاکره (مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملي (قومي)، مليت (الجنسيه) و بسياري از واژه‌هاي ديگر.
 
بسياري از واژه‌هاي عربي در زبان فارسي را نيز اعراب در زبان خود به معني ديگري مي‌فهمند، از آن زمره‌اند: رقيب (عرب مي‌فهمد: نگهبان)، شمايل (عرب مي‌فهمد: طبع‌ها)، غرور (فريفتن)، لحيم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسياري از واژه‌هاي ديگر.آيا مي‌دانستيد که ما بسياري از واژه‌هاي فارسي‌مان را به عربي و يا به فرنگي واگويي (تلفظ) مي‌کنيم؟ اين واژه‌هاي فارسي را يا اعراب از ما گرفته و عربي (معرب) کرده‌اند و دوباره به ما پس داده‌اند و يا از زبان‌هاي فرنگي، که اين واژها را به طريقي از خود ما گرفته‌اند، دوباره به ما داده‌اند و از آن زمره‌اند: ـ از عربي: فارسي (که پارسي بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فيل (پيل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، ياقوت (ياکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجي (نارنگي)، سفيد (سپيد)، قلعه (کلات)، خنجر (خون گر)، صليب (چليپا) و بسياري از واژه‌هاي ديگر. ـ از روسي:
استکان:
اين واژه در اصل همان «دوستگاني» فارسي است که در فارسي قديم به معناي جام شراب بزرگ و يا نوشيدن شراب از يک جام به افتخار دوست بوده است که از سدهٔ ١۶ ميلادي از راه زبان‌ ترکي وارد زبان روسي شده و به شکل استکان درآمده است و اکنون در واژه‌نامه‌هاي فارسي آن را وام‌واژه‌اي روسي مي‌دانند.
سارافون:
اين واژه در اصل «سراپا» ي فارسي بوده است که از راه زبان ترکي وارد زبان روسي شده و واگويي آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعي جامهٔ ملي زنانهٔ روسي گفته مي‌شود که بلند و بدون آستين است.
پيژامه: همان « پاي‌جامه» فارسي است که اکنون در زبان‌هاي انگليسي، آلماني، فرانسوي و روسي pyjama نوشته شده و به کار مي‌رود و آن‌ها مدعي وام دادن آن به ما هستند.
 
واژه‌هاي فراواني در زبان‌هاي عربي، ترکي، روسي، انگليسي، فرانسوي و آلماني نيز فارسي است و بسياري از فارسي زبانان آن را نمي‌دانند. از آن جمله‌اند:ـ کيوسک که از کوشک فارسي به معني ساختمان بلند گرفته شده است و در تقريباً همهٔ زبان‌هاي اروپايي هست. ـ شغال که در روسي shakal، در فرانسوي chakal، در انگليسي jackal و در آلمانيSchakal نوشته مي‌شود. ـ کاروان که در روسي karavan، در فرانسوي caravane، در انگليسي caravan و در آلماني Karawane نوشته مي‌شود. ـ کاروانسرا که در روسي karvansarai، در فرانسوي caravanserail، در انگليسي caravanserai و در آلمانيkarawanserei نوشته مي‌شود. ـ پرديس به معني بهشت که در فرانسوي paradis، در انگليسي paradise و در آلماني Paradies نوشته مي‌شود. ـ مشک که در فرانسوي musc، در انگليسي musk و در آلماني Moschus نوشته مي‌شود. ـ شربت که در فرانسوي sorbet، در انگليسي sherbet و در آلماني Sorbet نوشته مي‌شود. ـ بخشش که در انگليسي baksheesh و در آلماني Bakschisch نوشته مي‌شود و در اين زبان‌ها معني رشوه هم مي‌دهد. ـ لشکر که در فرانسوي و انگليسي lascar نوشته مي‌شود و در اين زبان‌ها به معني ملوان هندي نيز هست. ـ خاکي به معني رنگ خاکي که در زبان‌هاي انگليسي و آلماني khaki نوشته مي‌شود. ـ کيميا به معني علم شيمي که در فرانسوي، در انگليسي و در آلماني نوشته مي‌شود. ـ ستاره که در فرانسوي astre در انگليسي star و در آلماني Stern نوشته مي‌شود. Esther نيز که نام زن در اين کشورهاست به همان معني ستاره است. برخي ديگر از نام‌هاي زنان در اين کشور‌ها نيز فارسي است، مانند: ـ Roxane که از واژهٔ فارسي رخشان به معني درخشنده است و در فارسي نيز به همين معني براي نام زنان روشنک وجود دارد. ـ Jasmine که از واژهٔ فارسي ياسمن و نام گلي است. ـ Lila که از واژهٔ فارسي لِيلاک به معني ياس بنفش رنگ است. ـ Ava که از واژهٔ فارسي آوا به معني صدا يا آب است. مانند آوا گاردنر. ـ واژه‌هاي فارسي موجود در زبان‌هاي عربي، ترکي و روسي را به دليل فراواني جداگانه خواهيم آورد. ▪ آيا مي‌دانستيد که اين عادت امروز ايرانيان که در جملات نهي‌کنندهٔ خود «ن» نفي را به جاي «م» نهي به کار مي‌برند از ديدگاه دستور زبان فارسي نادرست است؟ امروز ايرانيان هنگامي که مي‌خواهند کسي را از کاري نهي کنند، به جاي آن که مثلا بگويند: مکن! يا مگو! (يعني به جاي کاربرد م نهي) به نادرستي مي‌گويند: نکن! يا نگو! (يعني ن نفي را به جاي م نهي به کار مي‌برند). در فارسي، درست آن است که براي نهي کردن از چيزي، از م نهي استفاده شود، يعني مثلاً بايد گفت: مترس!، ميازار!، مده!، مبادا! (نه نترس!، نيازار!، نده!، نبادا!) و تنها براي نفي کردن (يعني منفي کردن فعلي) ن نفي به کار رود، مانند: من گفتهٔ او را باور نمي‌کنم، چند روزي است که رامين را نديده‌ام. او در اين باره چيزي نگفت. ▪ آيا مي‌دانستيد که اصل و نسب برخي از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان فارسي در واژ‌ه‌ها عبارتي از يک زبان بيگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدهٔ آن وارد زبان عامهٔ ما شده است؟ به نمونه‌هاي زير توجه کنيد: ـ هشلهف: مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژه‌ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازيبا و نچسب باشد، جملهٔ انگليسي I shall have (به معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژهٔ مسخره آميز را براي هر واژهٔ عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي‌برند. ـ چُسان فُسان: از واژهٔ روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است. ـ زِ پرتي: واژهٔ روسي Zeperti به معني زتداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق‌هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي‌افتاد ديگران مي‌گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.
ـ شِر و وِر: از واژهٔ فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است. ـ فاستوني: پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون Boston در امريکا بافته شده است و بوستوني مي‌گفته‌اند. ـ اسکناس: از واژهٔ روسي Assignatsia که خود از واژهٔ فرانسوي Assignat به معني برگهٔ داراي ضمانت گرفته شده است. ـ فکسني: از واژهٔ روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است. ـ لگوري (دگوري هم مي‌گويند): يادگار سربازخانه‌هاي ايران در دوران تصدي سوئدي‌ها است که به زبان آلماني به فاحشهٔ کم‌بها يا فاحشهٔ نظامي مي‌گفتند: Lagerhure. ـ نخاله: يادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي‌گفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند